X
تبلیغات
رایتل

فقط همین امشب تصور کنیم که زن و شوهر هستیم

یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد.

ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتن بافتنی  بود
.

شب
که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید !  میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟

-
خواهش میکنم
!

-
من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟


-
من یه پیشنهاد دارم
!

-
چه پیشنهادی؟


-
فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم
.

زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت
:

-
چه اشکال داره ، موافقم
!

-
قبول؟

-
قبول
!

-
خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم میآد.

 دیگه هم مزاحم من نشو

داغ کن - کلوب دات کام